تبليغاتX
فقط تو را دوست دارم چه باشم و چه نباشم - يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود

زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی است . ارد بزرگ orod bozorg

گریستم ... گریستم تا تلخی نبودنش را


از تن تب دار و خسته ام  رها کنم

گریستم

گریه از انتظاری کشنده

انتظاری سخت تر از سخت 

لحظه ها !! خدای من!؟

بی جان و مرده اند

باید  شمارش کنی !

انتظار.................. تماشا...

گریستم...

گریستم، بر جنازه سرد ویخ زده امید هایم

و چه سرگردان و بیهوده

بر آرزو های بر باد رفته ام  گریستم

.................................................................

يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود يكي موند يكي نموند حرف راست قصه بود يكي موند با غصه ها، به

غم عشق مبتلا يكي رفت چه بي وفا، با دو رنگي آشنا اونكه موند ريشه پوسوند دلشو غصه سوزوند

نالش از ديوه نبود، پشتشو دوري شكوند زير آوار جفا دل دادش به هر بل با همه عشق و وفا راهي شد

تو قصه ها اونكه موند يه قصه ساخت اما هي هستي شو باخ قصه ها به سر رسيد ،اون به عشقش

نرسيد. .

............................................................

از بام بلند آرزو هاکه افتادم ...

دیگر تمام رنگ ها خاکستری شد ....

و تمام روزها گذر بی حوصله ی ثانیه ها...

نخ بادبادک رویایم که پاره شد ...

ديگر مني باقي نمانده بود ...

هر چه بود ... "من" جامانده از تو بود ...

و آسمان سياه پوش شد ...

و شعله هي سحر به دامنش ننشت... تا ابد ...



+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 14:47 |